|
روزه
مسیحیان
کسانی که روزه میگیرند به این
پرسش که چرا روزه میگیرند شاید جواب های گونه گون ارائه کنند .
برخی شاید بگویند ما برای آن روزه
میگیریم که خداوند امر فرموده و یا روزه بر ما فرض شده است. اما آیا این پاسخ
ها برای روزه گرفتن کفایت میکند؟
به نظر ما در هر چیزی که خداوند
در کتاب مقدس بر ما امر فرموده حکمت و دلیلی نهفته است . درک حکمت وارادۀ خدا
برای کسانی که ایمان راستین دارند امر مهم است، زیرا اگر ما نفهمیم که چرا
روزه مگیریم و چی گونه باید روزه گرفت، در آن صورت روزه گرفتن یک کار عبث خواهد
بود .
برای ما مسیحیان روزه گرفتن مفهو
م توبه از گناه ویا درخواست و نیت برای براورده شدن آرزومندی خاص را
داراست.چنان که روزه برای قوم یهود در تورات همین مفهوم را داشت.
اسراییلیان مطابق شریعت موسی که
در تورات آمده بود به خاطر جبران گناهانی که در برابر خدا مرتکب شده بودند و یا
برای جلوگیری از بلاهایی که ممکن بود بر سر شان بیاید روزه میگرفتند ، که باز
هم مفهوم توبه را میداد و زمان معین نداشت. در آن زمان روزه با تواضع و فروتنی
و التماس از خدا به خاطر بخشایش انجام میپذیرفت و این عقیده وجود داشت که
خداوند به بنده گان متواضع و فرمان بردارش بیشتر ترحم و مهربانی مینماید.
توبه،
از اعمال ناروا و درخواست بخشایش از خدا ،یک ضرورت روحانی برای انسان آن زمان و
زمان کنونی است و این کاریست که وقت و زمان معین ضرورت ندارد زیرا در گا ه
ءبخشایش خدا همیشه باز است و مربوط به ماه وهفتۀ خاص نیست چون همه روزها،
روزهای خداست.
حال
ببینیم روزه نزد عیسی مسیح چی مفهوم داشت؟ در انجیل متی فصل4 آیه های 1-4
میخوانیم:آنگاه روح خدا عیسی را به بیابان برد تا شیطان او را در مقابل وسوسه
ها امتحان کند ، عیسی چهل روز روزه گرفت و آ خر گرسنه شد . در آن وقت وسوسه
کننده به او نزدیک شده گفت :
»اگر
تو پسر خدا هستی بگو این سنگها نان بشود.«
عیسی در جواب گفت :
»نوشته
شده است ؛ زنده گی انسان بسته به نان نیست بلکه به هر کلمه یی که خدا میفرماید.«
این است مفهوم روزه نزد مسیح یعنی
اغاز وظیفۀ جدید و استقامت علیه شیطان .
عیسی
مسیح در متی فصل 6 آیه های 16-18 به شاگردان فرموده»
وقتی
روزه می گيريد مانند منافقان ، خودرا افسرده نشان ندهيد. آنان چهره های خود
را تغيير می دهند تا روزه دار بودن خود را به رخ ديگران بكشند. بيقين بدانيد كه
آن ها اجر خود را يافته اند! امّا تو وقتی روزه می گيری
، سر ت را چرب
کن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزهء تو خبر نشوند، بلكه فقط پدر تو كه در
نهان است آن را بداند و پدری كه هيچ چيز از نظر او پنهان نيست اجر تو را خواهد
داد.«
از
نظر عیسی مسیح روزه نه یک تکلیف و زحمت جسمی بلکه تزکیه و پاکی روح باید باشد.
درحالی که اکثر مردم فکر میکنند که با روزه گرفتن میتوانند از حال غریبان با
خبر شوند و گویا در رمضان شاه و گدا یکسان میگردند، این یک تعبیر جسمانی از
مسایل روحانیست ، که در آن چندین مشکل ونقص موجود است ؛
نخست این که پس باید
غریبان روزه نگیرند و روزه تنها برای سرمابه دارن و متمولان باشد و دوم این که
هنگام افطار و گشودن روزه متمولان بهترین نان را میخورند و مسکینان همان نان
همیشه گی، از این رو مسکینان بیشتر ضعیف و لاغر میگردند و متمولان وضع بهتر
خواهند
داشت. و در نتیجه این گونه روزه
به زیان و نقص غریبان خواهد بود.
نظر دیگری نیز در مورد روزه در
میان روزه داران موجود است که گویا همان گونه که ما از مال خود زکات میدهیم از
جسم خود نیز با روزه زکات میدهیم . اما اگر ما با روزه گرفتن جسم خود را لاغر و
ضعیف بسازیم برای خدا چی کرده ایم ، برای خداوند هرگاه جسم ما لاغر و یا چاق
باشد کدام فرقی ندارد ، برای خداوند مهم است که ما او را بشناسیم واو را پرستش
و اطاعت کنیم.
به نطر ما روزه تنها یک ریاضت و
تکلیف جسمانی نه ،بلکه پاکی قلب ودوری از زشتیها و پلشتیهاست، هرگاه ما از
اعمال و افکار بد و ناروا دوری کنیم بهترین روزه خواهد بود، هر گاه ما نفرت ،
انتقام و دشمنی ها را کنار بگزاریم .و به همدیگر محبت و لطف خوش داشته باشیم
روزۀ خوب گرفته ایم .
روزه ما باید روزه قلبی و روحانی
باشد نه روزۀ جسمانی. روزه نباید به یک تقلید و همچشمی و خود رابه ظاهرمتقی
نشان دادن تبدیل گردد در حالی که قلب و روح پر از بغض کینه و عداوت باشد و تا
جایی که حتی با زبان روزه دار به کشتار و ظلم وتعدی بالای مردم پرداخت که نتنها
باعث خوشنودی خدا نخواهد گردید بلکه قهر و نفرین خدا را باعث خواهد شد.
خداوند روزۀ بی ریا و خاص برای
جلال و ستایش خودش را خواهد پذیرفت ، روزۀ که در آن نه مقصود جسمانی بلکه فیض و
برکت روحانی هدف باشد.
اگر
ما بتوانیم با روزۀ خود، بند های شرارت را باز کنیم. یعنی به گناهانی که مبتلا
هستیم از دل توبه کنیم و خودرا از تسلط شرارت آزاد بسازیم و توسط او فروتن شده
خدمتگذار دیگران شویم و به دیگران کمک کنیم که از رنجیر های شرارت و شیطان آزاد
شوند آنگاه خداوند روزۀ ما را خواهد پذیرفت.
خداوند میگوید: "هر یوغ را
بشکنید". این موضوع چقدر پر مفهوم است. هر یوغی که ما را از آزادیی که بتوانیم
خدا را از دل محبت کنیم مانع شود آن را باید بشکنانیم. یکی از این یوغ ها شریعت
خشک است. شریعت مثل یک یوغ است که مارا غلام قوانین خود میسازد. در غلامی
شریعت ما نمی توانیم که به آزادی خداوند را عبادت و پرستش و محبت کنیم. باید به
فیض خدا که در صلیب عیسی مسیح برای ما آشکار شده است اعتماد کنیم و درآن صورت
ما میتوانیم به آزادی خدای حقیقی را محبت و پرستش کنیم.
|