تسلى
روح القدوس
کوچه
گردي کنم کي غزل بخوانم بی تو
چه
كنم کارئ ديگر نه ميتوانم بي تو
با
تو هركس كه رسد ديده من جايش باد
خويش
را نيز از اين خانه برانم بى تو
تاك
ميگردد اگرخاك برويد باتو
خاك
ميگردداگرتاك نشانم بي تو
روح
پاك توتسلى بخشدهرروزمرا
ورنه
يك لحظه دراين محل نه مانم بى تو
دوزخئ
مردن من در قدمت خوش باشد
گريزان
ازجنت هاى ديگرانم بي تو
حرف
برگشتن تو بود پروبال مرا
انتظارم
انتظارى توبودخيال مرا
شعر ازخلیل