|

محبت در کتاب مقدس
اگر
به زبانهای مردم و فرشتگان سخن گویم ولی محبت نداشته باشم فقط یک طبل میان تهی
و سنج پر سرو صدا هستم
اگر قادر به نبوت و درک کلیۀ اسرار
الهی و تمام دانشها باشم و دارای ایمانی باشم که بتوانم کوه ها را از جایشان به
جای دیگر منتقل کنم ولی محبت نداشته باشم هیچ هستم
اگر تمام دارائی خود را به فقرا بدهم
و حتی بدن خود را در راه خدا به سوختن دهم ، اما محبت نداشته باشم هیچ سودی
عاید من نخواهد شد.
محبت بردبار و
مهربان است .
در محبت حسادت و خود بینی و تکبر نیست
محبت رفتار
ناشایسته ندارد. خود خواه نیست .
خشمگین نمی شود و
کینه به دل نمیگیرد
محبت از ناراستی
خوشحال نمیشود ولی از راستی شادمان میگردد
محبت در همه حال
صبر می کند
و در هر حال خوش باور و امیدوار است و هر باری را تحمل میکند.
نبوت از بین خواهد
رفت و گفتن به زبانها خاتمه خواهد یافت و بیان معرفت از میان میرود،
اما محبت هرگز از میان نخواهد رفت
(اول قرنتیان 13 آیات 1 الی 8)
-------------------------------------------------------------------------
ما افغان ها که
حق و ناحق خشمگین می شویم و بخاطر نبودن و یا کم بودن محبت در دل های ما، بین
خود مشکلات زیاد داریم، ما واقعاً به عیسی مسیح ضرورت داریم که، طبیب و حبیب دل
ما شود و ما را نجات بدهد «ای خداوند عیسی مسیح، تو محبت کامل هستی، امروز در
دل های ما ساکن شوید و آنرا به سر چشمۀ محبت تبدیل نما»
-------------------------------------------------------------------------------------

بياييـد
نـزد او، به شما آرامي بـخشد؛
بياييـد
نـزد او، به شما آرامي بـخشد؛
چـون او مهــربان و فـروتن اســت،
بـــه جــانهايتان آرامـــي بــخشد
عيسي سرور من ،پر قدرت و پرجلال!
وقتـي درد و رنــج خســته ات كنـد،
بـه عيـسي بـگو، بـه عيــسي بــگو
وقتـي تـاريکي بـر تــو فــرود آيد،
به عيسي بگو، به عيسي بگو
به عيسي بگو،چون او دوستت دارد
در نـزد او آرامــي خـواهي يــافت؛
فقــط و فقــط در نـــزد او!
چـون نــوزادي در آغــوش مــادر،
تو هم آرامش خواهي يافت
شعر:
آ. حيدري
-------------------------------------------------------------------------------------
خداوند
با ماست
عیسی مسیح همیشه
ضروریات کسانیکه پیروی اوبود درک می کرد. یک بار وقتیکه او متوجه شد
که شاگردانش در مورد خوراک و لباس خود پریشان هستند برای ایشان فرمود:« بنابرین
به شما
می گویم برای زندگی خود تشویش نکنید که چه بخورید و یا چه بنوشید و نه برای بدن
خود که چه
بپوشید، زیرا زندگی از غذا و بدن از لباس مهمتر است. پرندگان را ببینید: آنها
نه می کارن و نه درو
می کنند و نه در انبار ها ذخیره می کنند و لی پدر آسمانی شما روزی آنها را می
دهد. مگر ارزش
شما به مراتب از آنها بیشتر نیست؟ کدام یک از شما می تواند با نگرانی ساعتی به
عمر خود
بیفزاید؟ چرا برای لباس تشویش می کنید؟ سوسن های صحرا را ببینید چگونه نمو می
کنند، آنها نه
زحمت می کشند و نه می ریسند. ولی بدانید که حتی سلیمان هم با آن همه حشمت و
جلال مثل یکی
از آنها آراسته نشد. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا به تنور ریخته
می شود
اینطور می آراید آیا شما را، ای کم ایمانان، به مراتب بهتر نخواهد پوشانید!»
( انجیل متی۶: ۲۵ –
۳۰)
-------------------------------------------------------------------------
بیدلی در همه احوال
خدا با او بود
او نمیدیدش و از
دور خدایا میکرد.
-------------------------------------------------------------------------
چشم دل باز کن که
جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
(
هاتف)
-------------------------------------------------------------------------
دعای یک خانم درویش
« اگر پرستش من
به علت ترس از دوزخ است، مرا ای خداوند در آتش دوزخ بسوزان و اگرعبادتم به امید
بهشت است مرا به آن راه مده، ولی اگر ترا برای خاطر خودت میپرستم زیبایی ابدی
خود را از من دریغ مدار»

همه جا ترا می بینم ای عیسی مسیح
---------------------
به
صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به دریا بنگرم دریا
تو بینم
به هرجا
بنگرم کوه و در و دشت
نشان از
قامت رعنا تو بینم
 
|