free tracking




  نشريه الکترونيکی اجتماع مسيحيان افغان

 سرمقاله
 تلويزيون
 شهادت من
 افغان.موبی
 در باره ما
 با ما به تماس شويد


شمارۀ یازدهم

 آغاز سخن
همدلی   
 بدل و بخشیدن
مسیحی کیست
 شناخت خدای حقیقی
ستارۀ نابینا    
شعر
پاداشی که در انتظار ماست
  تقديم برای تبريک
 جنتری
   

شما میتوانید مجله را در فایل  پی. دی. اف. دریافت کنید. لطفاکلیک نمایید به فوتو ذیل

   

   


Powered by:
www.AfghanHost.com


 

همدلی    

نوشتۀ ف.شیرزاد


همدلی یا یکدلی که اکثراً empathy نامیده میشود به معنی واقعی آن "خود را بجای کسی دیگری" قرار دادن است.

 روانشناسان تحقیقاتی در این زمینه نموده اند تا دریابند که اطفال از چه سن و سالی قابلیت همدلی را کسب میکنند و یا در کدام سن میتوانند خود را جای دیگران قرار دهند. جریان یکی از این تحقیقات چنین است:

 دو طفلی چهار ساله با یک موترک چوبی بازی میکنند. پیش روی آنها، یک قطی و یک سبد قرار دارند. حال طفل اولی (یما) موترک را در قطی میگذارد و سپس از اطاق بیرون میشود. طفل دومی (جمشید) در اطاق است و ما موترک را از قطی برداشته و در سبد میگذاریم قسمیکه جمشید این عمل را خوب می بیند. حال از او میپرسیم: "اگر یما بیاید، موترک را در کجا خواهد پالید؟"

 اگر یما قابلیت همدلی یا empathy داشته باشد، فوراً میگوید: "در قطی." چرا چنین میگوید؟ زیرا او میتواند خودش را جای یما احساس کند، چون یما موترک را در قطی گذاشته بود. ولی اگر بگوید در سبد، به این معناست که او هنوز نتوانسته فکر و احساس دیگران را بخوبی درک نماید. البته این یک موضوعی بسیار جدی نیست، زیرا این قابلیت در بعضیها سریع و در دیگران به آهستگی پرورش می یابد.

 یک تجربه دیگر نشان میدهد که وقتی یک مادر با چشمان هراسان به چیزی نگاه کند، طفل اش نیز از آن شی میترسد. زیرا، طفل ترس مادرش را بخوبی احساس میکند.

 اینگونه تحقیقات علمی ثابت میسازند که انسان با یک کیفیت عالی آفریده شده و قابلیت همدلی و احساس همنوع را درخود دارد. ولی در زندگی روزمره به ندرت شاهد همدلی ویکدلی بین انسانها هستیم. مثلاً شخص خودم، بخوبی میدانم که من از همدلی بعضاً فرار میکنم، مبادا بدبختی آن بیچاره را احساس کنم و وجدانم مرا مجبور سازد تا به او کمک نمایم.

 بهر حال، ولی ضرور نیست که از این وضیعت رقتبار انسان، از این حسادت بجای همدلی و از نفرت بجای یکدلی، ناامید باشیم. چونکه میدانیم ما سرمشقی داریم که در یکدلی همتا ندارد. قابلیت همدلی یا empathy او کامل است، محبت او نظیر ندارد. وقتی او بروی صلیب میخکوب شده بود و مردم او را دشنام داده او را مسخره میکردند، او در حق قاتلین اش دعا کرده گفت: "ای پدر، اینها را ببخش زیرا نمی دانند چه می کنند." ( لوقا ۲۳: ۳۴ )

   البته، آسان است که خود را بجای نیکوکارن وعادلان قراردهیم. ساده است که اشخاص صادق و شریف را درک کنیم

 به همین سبب، تقلید کردن از نیکوکاران برای همگی ما آسان است. حتی یک فرد بسیار مضحک، بخوبی در نقش یک انسان عدل بازی میکند. اما، هیچکدام ما آرزو نداریم که یک گناهکار یا خطاکار را احساس کنیم. نخیر، از من چنین انتظاری نباید داشت زیرا نمی توانم خودم را جای یک جنایتکار قرار دهم. ما ابداً نمی خواهیم گناهکاران را درک کنیم. گرچه خود ما نیز کم یا زیاد گناهکار هستیم ولی، از آنها نفرت داریم. شخصاً خودم درگذشته با این گفته خود را فریب میدادم که: گناهان من صغیر هستند و از آنها کبیر! پس خدایا، مرا ببخش و نه آنان را...

 اما خوشبختانه عیسی مسیح شبیه من نبود. او آمده بود تا در راه گناهکاران بمیرد و بجای خطاکاران، سزای مرگ را و جدایی از خدا را بخودش بگیرد. مسیح نه تنها عادلان را بلکه گناهکاران را نیز احساس میکرد. او با خطاکاران همدلی داشت، گرچه از خطایا و گناهان شان سخت متنفر بود. به همین دلیل، او روی صلیب، به جرم محبت به من و شما، جان داد. باشد که از او سرمشق بگیریم. باشد که ترس یک گناهکار را، هراس یک خطاکار را درک کنیم و این مژده را به ایشان بدهیم که: آغوش خدا بروی تو نیز باز است.

دراین راستا گزینۀ ازشعرء، شاعری واراسته وشهیروشیرین کلام کشورمولانای بلخی مقالۀ خود  را به اتمام میرسانم . 

ای بسا هندو و ترک هم زبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

    پس زبان محرمی خود دیگر است

   همدلی از همزبانی بهتر است

 )                           مولانای بلخ)

 

جلال برنام عیسی مسیح

 


 

 


Copyright © 2009 GMF, Inc. All rights reserved | Home · Terms