free tracking




  نشريه الکترونيکی اجتماع مسيحيان افغان

 سرمقاله
 تلويزيون
 شهادت من
 افغان.موبی
 در باره ما
 با ما به تماس شويد


شماره هشتم

  آغاز سخن
 میلاد عیسی مسیح
 مسیحی کیست
انسانها با هم برابر اند
خلقت نو
ستارۀ نابینا
اشعار و مطالبی برگزیدۀ روحانی
برای ایمانداران که تحت جفا اند
 مسیحا پسر خدا
 بزرگی و جلال خدا
   
   

 اصول مقدماتی مسيحيت
 حواريون عيسی مسيح
 گناه و ثواب در عقل شیخ
 شماره اول
 شماره دوم
 شماره سوم
 شماره چهارم
 شماره پنجم
 شماره  ششم
 شماره  هفتم
 شماره هشتم


Powered by:
www.AfghanHost.com

"همسایه ات را مثل خود محبت نما"


انسانها  با هم برابر اند

 

زمانیکه نظام برده داری رایج بود، برای خرید و فروش بردگان بازارهای مخصوصی وجود داشتند. در این بازارها ارزش بردگان به تناسب توانایی جسمی، سن و سال، مهارت و استعدادهای آنان سنجیده میشد.

میگویند خریداری در بازار بردگان مشغول یافتن بردۀ مناسب برای خود بود که فروشنده ای از او پرسید: "آقا چه نوع برده ای میخواهید بخرید و برای چه کاری آنرا ضرورت دارید؟" خریدار گفت: "من برای کاری در منزلم به برده احتیاج ندارم بلکه  به منظوری دیگری به یکی از این برده ها ضرورت دارم." فروشنده پرسید: "برای کدام منظور؟" خریدار گفت: "من از اکثر حیوانات یک نمونه ای نگاه کرده ام، حال میخواهم یک انسان نیز در میان آنها باشد، به نمایندگی از نسل انسان. "فروشنده بسیار تعجب کرد و بعد از یک مکث کوتاه، یک برده ای لاغر، سالخورده و بیکمال و بیجمال را به او نشان داده گفت: "فکر میکنم این برده برای منظور شما بسیار مناسب باشد." خریدار قیمت آن برده را پرسید و فروشنده جواب داد: "فرض کنیم شما میخواهید خودتان را امروز در این بازار بفروشید، شما قیمت خود را چند تعین خواهید کرد؟" خریدار گفت: "من برده نیستم." فروشنده گفت: "ولی شما هم انسان هستید. زیرا شما میخواهید برده ای بخرید به نمایندگی از نسل انسان."

 پاسخ فروشنده بسیار زیرکانه و هم عجیب بود. زیرکانه، زیرا او می خواست برده کم ارزشی را با قیمت گزاف بفروشد. عجیب، زیرا در حالیکه خود فروشنده ای  بردگان بود ولی درک کرده بود که انسانها با هم مساوی اند و ارزش آنها برابر است.

وقتی از عیسی مسیح پرسیدند کدام حکم خدا مهمترین همه احکام است، او جواب داد:  "اول اینکه خداوند خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما... و دوم مثل اول است که همسایه خود را مثل خود محبت نما." (مرقس ١٢: ٣٠-٣١)

مفسرین کتابمقدس، قسمت دوم پاسخ مسیح را به اشکال گوناگون تفسیر کرده اند. یکی از این تفسیرها چنین است که: هرانسان، انسان دیگر را مساوی و برابر به خودت بداند و نه کمتر. به کلمات دیگر، معیار ارزش انسان خود انسان بودن آن است. انسانها همه باهم مساوی اند. منظور از کلمه "همسایه" همنوع یا انسان همنوع است. واژه "محبت نما" صفات دیگری را نیز در برمیگیرد مانند حرمت و ارزش قایل شدن، کمک و معاونت نمودن، تسلی و تشویق کردن وغیره. پس قسمت دوم سخنان عیسی  مسیح را این گونه میتوان تفسیر کرد که: هر انسان دیگر را یعنی همنوع خود را با خودت برابر بدان و او را محبت کن، ارزش انسانی به او قایل شو، او را حرمت نما و در وقت نیاز از هیچ کمکی دریغ نورز. به همنوع خود آنچه بکن که خودت از دیگران انتظار داری.

 در جوامع امروزی، ما انسانها را به طبقه های مختلفی تقسیم بندی میکنیم. ما حتی دوستان خود را نظر به وظایفی که دارند و به تناسب فایده ای که بما میرسانند طبقه بندی میکنیم. یکی را داکتر دیگری را انجنیر و دیگری را استاد لقب میدهیم. ما آنها را به تناسب تحصیل، توانایی، استعداد و مفاد شان ارزش قایل میشویم و نه بخاطر ماهیت "انسان بودن" ایشان.

از سوی دیگر، دلیل همه جنگهای مذهبی، نژادی و ملی این است که بعضی ها، دیگران را از خود کمتر و پست تر میدانند. یا بدلیل داشتن رنگ پوست، یا داشتن دین و یا هویت ملی دیگر. خود را بیشتر و بالاتر از دیگران دانستن سبب نزاعهای میگردد که اغلب با ریختن خون به اوج خود میرسد. اگر از فرموده عیسی  مسیح پیروی کنیم و دیگران را با خود برابر بدانیم به یقین که مشکل جنگهای طولانی و میراثی که با قیمت خون میلیونها جوان ادامه دارد، به پایان میرسد. ولی دردا و دریغا که انسان بدون خدا، خود خدای خویش است و همنوعان خود را بندگان خود میداند.

در قسمتی از انجیل مقدس میخوانیم که عیسی مسیح، بر حسب عادت اش، مثالی می آورد و داستانی را بیان میکند و به این وسیله درس بزرگ اخلاقی را به شاگردانش میدهد. بگذارید این داستان یا قصه را از انجیل مقدس نقل نمایم: "عیسی مسیح برای کسانیکه از نیکی خود اطمینان داشتند و سایرین را از خود پست تر می شمردند این مثل را آورده گفت: "دو نفر برای دعا به خانۀ خدا رفتند، یکی فریسی (نماینده یک فرقه متعصب مذهبی) و دیگری جزیه گیر بود. آن فریسی ایستاد و با خود دعا کرده گفت: "ای خدا، ترا شکر میکنم  که مانند دیگران حریص و نادرست و زناکار و یا مانند این جزیه گیر نیستم. هفته ای دوبار روزه میگیرم، ده یک همه چیزهای که بدست می آورم میدهم." اما آن جزیه گیر دور ایستاد و جرأت نگاه کردن به آسمان را نداشت بلکه به سینۀ خود میزد و میگفت: "ای خدا، به من گناهکار دلسوزی کن." بدانید که این جزیه گیر بخشیده شده به خانه رفت و نه آن دیگری. هرکه خود را بزرگ نماید خوار خواهد شد و هرکه خود را خورد سازد، سرافراز خواهد گردید." (انجیل لوقا فصل 18). در این مثال شخصی از خودراضی را میبینیم که خود را در مقایسه با دیگران، یک سر و گردن بلندتر و بیشتر میداند. غرور آن متعصب از این هویدا شد که خود را صفت کرده و بعد با آن شخص بدنام جزیه گیر مقایسه کرد. او خدا را شکر کرد که مانند آن مرد دیگر گناهکار نیست. شاید ما وقتی این قصه را میخوانیم با خود میگوییم: "خدا یا شکر که من مانند آن فریسی نیستم. بلی، ما عادت داریم که خود را در مقایسه با دیگران یک قدم جلوتر و یک کمی بهتر میکشیم.

پس برمیگردیم به موضوع اصلی اینکه، همه انسانها باهم برابر و مساوی اند. فرمودۀ عیسی  مسیح "همسایه ات را مثل خود محبت نما" به این مفهوم است که ما باید همنوع خود را مساوی و برابر با خود بدانیم نه کمتر و پست تر. زیرا ارزش انسان در ماهیت انسان بودنش است و نه در آنچه دارد و یا میکند. ماهیت انسانی ما همانا جوهر ماست، طبیعت و سرشت ماست که ما را از سایر موجودات متمایز میسازد. انسان بخاطر آنچه که است ارزش دارد نه بخاطر آنچه دارد.

 

  "اول اینکه خداوند خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما... و دوم مثل اول است که همسایه خود را مثل خود محبت نما." (مرقس ١٢: ٣٠-٣١)

 


 

 


Copyright © 2009 GMF, Inc. All rights reserved | Home · Terms