زندگی مسیحی
.png)
میخواهم
به مطلبی اشاره کنم که بسیاری از
ما یا از آن بیخبرهستیم و یا اینکه ترجیح میدهیم که راجع به آن صحبت
نکنیم. کلام خدا به ما میگوید
زمانی که قوم بنیاسرائیل از سرزمین مصر و از اسارت مصریان رهایی یافتند، خدا
با آنها پیمانی منعقد کرد و به آنها ده فرمان را هدیه نمود.
تمامی شریعت یهود واحکام کتاب مقدس بر پایۀ آن ده فرمان بنا شده
است. حکم اول، مهمترین حکم ده فرمان میباشد.
حکم اول این است: "
من خداوند، خدای تو هستم که ترا از مصر که در آنجا
در غلامی بسر می بردی بیرون آوردم. خدای دیگر غیر از من نداشته باش."
(کتاب خروج، فصل بیستم، آیۀ 2-3)
چرا این حکم از بقیۀ احکام مهمتر است؟
چون در فرهنگ کتاب مقدس، میان گناه و گناهان تفاوتی عظیم وجود دارد.
گناه را میتوان به درختی تشبیه کرد که گناهان کوچک و بزرگ، ثمرات
آن میباشند. هر گناهی را که مرتکب میشویم، در پشت سرآن،
گناه بتپرستی قرار دارد.
لذا بر طبق تعلیم کتاب مقدس، راه رهایی از "گناه"، ایمان به عیسی
مسیح و تولد تازه است. زمانی که این مژدۀ نجات را شنیده پذیرفتیم و به عیسی
مسیح ایمان آورده او نجات دهنده و خداوند زندگی ما شد، او بتهای ما را یک
به یک به ما نشان میدهد. روح پاک خدا، به ما کمک میکند که بتهای خُرد و
بزرگ خود را تشخیص بدهیم و با تکیه و توکل به قدرت او، آنها را از وجود خود
دور کنیم.
یوحنای رسول ، رسالۀ اول خود را با این کلمات به پایان میرساند:" ای
فرزندان من، از بتها دوری کنید." شاید نزد تان سوال پیدا شود که چرا
میخواهی راجع به بت و بتپرستی صحبت کنی؟
من مجسمۀ از چوب و یا سنگ برای خود نساخته ام و آن را پرستش نمی
کنم، پس من بت پرست نیستم.
به منظور پی بردن به عمق بیم و امیدهای مردم، باید دو موضوع را درک کنیم:
اول اینکه چه چیزی شخص را شادمان میسازد، بدین وسیله به امیدها و آرزوها و
معیارهای واقعی آن شخص پیخواهید برد. از سوی دیگر، لازم است سعی کنید که
بفهمید که بزرگترین ترس اشخاص کدام است؟ ببینید چه چیزی او را آنقدر
میترساند که میل به زندگی و زنده ماندن را در وی میکشد.
بسیارشنیدهایم که دوست یا عضو خانوادۀ ما گفته است که اگر فلان
کارنشود، خودکشی خواهم کرد.
یا اینکه اگر اینطور شود، دیگر زنده ماندن برای من فایدهای ندارد. اگربه
این دوسوال جواب پیدا کردید، آنگاه محدودۀ بیم و امید فرد مشورت شونده را
پیدا خواهید کرد و خواهید توانست که بر اساس آن به
او مشورت مناسب خواهید داد.
منظور این است که انسانها، بلااستثنا، آگاهانه و یا ناآگاهانه، چه حاضر به
اقرار کردنش باشند و چه آن مطلب را انکار کنند، همیشه در پی بدست آوردن
آنچیزی هستند که مایۀ شادمانی گردد، واز خود بپرسید: «چه چیزی باعث شادمانی
واقعی من خواهد شد؟»
جواب به این سوال، بت بزرگ تان را برای شما آشکار خواهد ساخت.
از جانب دیگر، ترسهای ما نیز، به نوعی دیگر، مطالب نهفته قلبی ما را برای
ما آشکار میسازند. زمانی که
به رویا ها و خیالات خود در وقت بیداری توجه کنیم، و از خود بپرسیم: «چه
چیز مرا از زنده ماندن بیزار خواهد ساخت؟»، «چه واقعهای آنقدر مرا رنج
خواهد داد که شاید متعاقبش دست به خودکشی بزنم؟»
جواب به این سوال، نیز ماهیت بتی دیگر را برای ما آشکار خواهد نمود.
پس ما حداقل دو بت داریم، یکی آنکه وجودش برای ما خوشی و شادی واقعی
و عمیقی را به همراه خواهد آورد و دیگری بتی است که ترس از دست دادنش،
رویاء زمان بیداری ماست. شاید
بت شما، سلامتی، موفقیت، خانواده، یا حتی آسایش خودتان باشد، مهم نیست.
مهم این است که بدانیم من و شما به یک قسم، مستعد بتپرستی هستیم.
حقیقت این است که ، مغز ما، یک کارخانۀ بتسازی است که دائماً در سه
وقت مشغول به کار میباشد.
پولس رسول، زمانی که چندان با مرگ فاصله نداشت و در روزگاری که حتی یک رهبر
سیاسی خداترس هم در جهان وجود نداشت، تحت الهام روحالقدس به کلیسا چنین
نوشت: « پس پیش از هر چیز تأکید می کنم که درخواستها، دعاها، شفاعت ها و
سپاس ها برای همۀ مردم، برای پادشاهان وهمۀ اولیاء
امور به پیشگاه خداوند تقدیم گردد تا ما بتوانیم با صلح و سلامتی و
در کمال خدا ترسی و سرافرازی به سر بریم (رسالۀ اول پولس رسول به تیموتائوس
فصل دوم آیات 1 و۲). بعضی از پیروان مسیح ، علیرغم آگاهی از فرمان مسیح که
از ما خواسته است برای همه حتی دشمنان ما برکت بطلبیم، قادر نیستند که برای
دیگران دعای خیر کنند.
به همین دلیل، مطالعۀ کتاب یونس نبی برای ما پیروان مسیح خالی از
برکت نخواهد بود.
یونس مردی بود که هرچند در سخن خود را پرستندۀ یهوه وانسانی خداترس معرفی
میکرد،
ولی دو بت بزرگ را در وجود خود حمل میکرد. داستان یونس تنها چند صفحه از
کتاب مقدس را به خود اختصاص داده است و میتوان این کتاب را مطالعه کرد.