مسیحیافغان
چون گل زیبا بود عــــطرکابل، نور پکتیا بود
نام پدر بگیرد او بر
زبان نام او شرین تر از حلوا بود
مسیحی افغان شهررا روشن کند
همچنان خورشید بی همتا بود
مسیحی افغان چون می نماید محبت
روح
القدوس با او در هر جابود
روح القدوس دردرون سینه ها چون
درآید کینه ها بی جا بود
روح القدوس گرشود کلید دل
در دو عالم جای دل بالا بود
روح القدوس چون طبیب درد ها ست درد
اگر پنهان وگر پیدا بود
مسیحی افغان در وطن ما
افغانستان همچو بلبل در بوستان شیدا بود
مسیحی افغان کی کم از یک دانه است
دانه يـــــــی که خرمن فردا بود
مسیحی افغان عیسی را دهد جلال
عیسای که سلطان قلب ها بود
مسیحی
افغان تثلیث را کنند قبول نامش سه و شخصیت اش یکتا بود
باتو گوید محبت مسیحی افغان
مسیحی افغان گوهر د نیا بود
هموطن هر چه زودتر تعمید شو
میلیونها مسیحی از نسل آریا بود
( شعرازبرادرخلیل)